الف سین

سلام خوش آمدید

۳۰ مطلب با موضوع «خواندنی ها :: برشی از کتاب» ثبت شده است

یادت باشد ...

سر سفره که نشست گفت: «آخرین صبحونه رو با من نمی‌خوری؟!»؛ با بغض گفتم: «چرا این طور میگی؟ مگه اولین باره میری مأموریت؟!»؛ گفت: «کاش می‌شـد صداتو ضبط می‌کردم با خودم می‌بردم که دلم کمتر تنگت بشه». گفتم: «قرار گذاشتیم هر کجا که تونستی زنگ بزنی، من هر روز منتظر تماست می‌مونم منو بی خبر نذار».

با هر جان کندنی که بود برایش قرآن گرفتم تا راهیش کنم، لحظه آخر به حمید گفتم: «حمید تو رو به همون حضرت زینب(س) هرکجا تونستی تماس بگیر». گفت: «جور باشه حتماً بهت زنگ می‌زنم، فقط یه چیزی، از سوریه که تماس گرفتم چطوری بگم دوستت دارم؟ اونجا بقیه هم کنارم هستن، اگه صدای منو بشنون از خجالت آب میشم»؛ به حمید گفتم: «پشت گوشی به جای دوستت دارم بگو یادت باشه! من منظورت رو می‌فهمم». از پیشنهادم خوشش آمده بود، پله‌ها را که پایین می‌رفت برایم دست تکان می‌داد و با همان صدای دلنشینش چندباری بلند بلند گفت: «یادت باشه! یادت باشه!» لبخندی زدم و گفتم:«یادم هست! یادم هست!»

برشی از کتاب : یادت باشد ، روایت داستانی زندگی شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی‌مرادی

  • الف سین
جاده زندگی

رانندگان زحمت کشی که به اقتضای شغل شان ، پیوسته در حال سفر و پشت سر گذاشتن شهرها و جاده ها هستند ، وقتی در یک جاده صاف بدون دست انداز و مستقیم قرار می گیرند ، از آنجا که احتمال خواب آلودگی و سنگین شدن پلک ها در چنین مسیرهایی بیشتر است ، تدابیری می اندیشند تا دچار خسران و ضرر برخاسته از خواب آلودگی نشوند:

مقداری تنقلات و آجیل سالم کنار دستشان گذاشته و نوش جان می کنند.

از فردی خوش صحبت ، خواهش می کنند تا آنان را به حرف گیرد.

از نوارها و سی دی های مناسب ، استفاده می کنند و ...

در جاده زندگی نیز آنگاه که انسان در نعمت های بی کران الهی غرق میشود ، برای جلوگیری از مستی و خواب آلودگی غفلت آور که انسان را به اعماق دره غفلت می اندازد ، باید چاره ای اندیشید :

مطالعه تاریخ و عبرت از سرگذشت پیشینیان.

انتخاب دوستان و هم نشینان خوب که عیوب و اشتباهات مان را یادآوری کنند.

شرکت در مجامع و جلساتی که برنامه ذکر ، موعظه و پند دارند.

سرکشی به بیمارستان ها و یادآوری نعمت هایی که از آن بهره مندیم.

زیارت اهل قبور و شرکت در مجالس تشییع و تعزیه.

انتخاب همسری که مشوق انسان به خوبی ها و حرکت به سوی ارزش ها باشد.

تشرف به حرم های مطهر ائمه معصومین علیهم السلام

قراردادن تابلوهای هشدار دهنده در چشم اندازهای پرکاربرد؛ مانند: نصب تابلوهایی حاوی اسماء الهی یا نام مقدس اهل بیت علیهم السلام در اتاق خصوصی ، نوشتن نام خدا در آغاز هر نوشته ، نامه یا دفتر درسی ، قرار دادن تصاویر و نوشته های مناسب بر روی صفحه زمینه گوشی همراه ، رایانه و غیره.

برشی از کتاب : عمرتون چند؟! ، نوشته سید مصطفی هاشمی محجوب ، صفحه 44


  • ۷ نظر
  • ۰۸ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۰۰
  • الف سین
مسیح مسلمان

در آن روزها معامله مسلمانان با مسیحیان عملا حرام شمرده میشد و مسلما در شهری مانند "صور" که اکثر ساکنانش مسلمان بودند کسب و کار "ژوزف آنتیبیا" بستنی فروش مسیحی شهر ، رونقی نداشت. به همین دلیل او و خانواده اش زندگی سختی داشتند.

آنتیبیا که آوازه فعالیتهای سید (امام موسی صدر) را شنیده بود، در یکی از روزهای گرم تابستان پیش او آمد و با حالتی پریشان و گریان مشکل خود را با وی در میان گذاشت. سید هم بلافاصله تعدادی از دوستانش را جمع کرد و همه با هم به مغازه آنتیبیا رفته و بستنی خوردند. و به همین سادگی شیوه غلطی که سالها میان مردم این شهر و سراسر لبنان جریان داشت، کنار گذاشته شد.

به دنبال این واقعه بسیاری از مسیحیان لبنان به جرگه طرفداران امام موسی صدر پیوستند، تا جاییکه در مراسم رسمی خود از وی دعوت می کردند تا ایشان در کلیساها و دیرهاشان وعظ و سخنرانی کند. هنگامی که قرار بود سید در یکی از مناطق مسیحی نشین صحبت کند، مردم مناطق دیگرهم علیرغم اختلافات عشیرگی و قومی که میانشان وجود داشت، جمع می شدند. حمایت این مردم از سید موسی آن چنان بود که مطبوعات وابسته به مسیحیان لبنان بارها اذعان کردند که "امام موسی صدر تنها شخصیتی است که میتواند رییس جمهور واقعی لبنان شود".

مسیحیان این شهر همواره به همشهریان خود میگفتند: آقای شما ما را به یاد حضرت مسیح می اندازد. اگر او مسیحی بود همانند حضرت مسیح از او تبعیت میکردیم.

برشی از کتاب : سید موسی صدر، نوشته فرشته مرادی، از سری کتابهای دانشجویی، صفحه 46

  • ۴ نظر
  • ۰۳ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۰۰
  • الف سین

فرض کنید برای نظافت منزلتان با یک شرکت نظافتی تماس گرفته و با دادن نشانی منزل، قرار می گذارید که چند کارگر ماهر، فلان ساعت برای نظافت، به منزل شما بیایند.

اما در ساعت مقرر هر چه منتظر می شوید، کسی از سوی این شرکت به سراغ شما نمی آید. پس از گذشت مدتی، افرادی زنگ خانه شما را می زنند و می گویند: ببخشید! ما از شرکت نظافتی هستیم، نشانی منزل را اشتباه کرده و برای نظافت به منزل همسایه تان رفتیم. ایشان هم چیزی نگفتند و ما منزل ایشان را نظافت کردیم. خود ایشان را هم شاهد آوردیم که شهادت بدهند کارمان را خوب انجام داده ایم. حالا اگر ممکن است لطفا مزدمان را بدهید!

اگر برای شما چنین اتفاقی بیافتد چه جوابی می دهید؟ آیا نمی گویید برای هر کس کار کردید، مزدتان را هم از همان بگیرید؟!

جالب است بدانید که پاسخ شما یکی از سنت های الهی است و هر کس برای هر که کار کند برای دریافت مزد به همان فرد واگذار می شود. به این روایت هشداردهنده دقت کنید:

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: از ریاکاری بپرهیز! زیرا هر که برای غیر خدا کاری کند، خدا او را به همان کس که برایش کار کرده است واگذارد.

برشی از کتاب : عمرتون چند؟! نوشته سید مصطفی هاشمی محجوب، ص 49

  • الف سین

خدایا ، از تو پوزش میخواهم اگر در حضورمن بر مظلومی ستم رفته و من او را یاری نکرده ام، و در حق من احسانی صورت گرفته و سپاسگذار آن نبوده ام، و خطاکاری از من پوزش خواسته و من آن را نپذیرفته ام، و نیازمندی از من چیزی طلب کرده و من به او نبخشیده ام، و مومنی بر گردن من حقی داشته و من آن را به جا نیاورده ام، و عیب مومنی برمن آشکار گردیده و آن را نپوشانده ام، و گناهی به من روی آورده و از آن کناره نجسته ام.

ای معبود من، از همه ی این خطاها و همانند آنها از تو پوزش می طلبم؛ پوزشی از روی پشیمانی که مرا در رویارویی با نظایر آنها، اندرزدهنده ای باشد.

پس بر محمد و خاندانش درود فرست و چنان کن که پشیمانی من از لغزش هایی که دچارشان شده ام – و تصمیم من بر ترک گناهانی که برایم پیش می آید – توبه ای باشد که برای من دوستی ات را در پی آورد. ای دوست دار توبه کاران.

برشی از کتاب : صحیفه سجادیه، ترجمه محمد مهدی رضایی، دعای سی و هشتم

  • الف سین
الف سین

خرمشهرها در پیش است ...
"کسی می‌تواند از سیم ‌خاردار دشمن عبور کند که در سیم خاردار نفس خود گیر نکرده باشد"
شهید چیت‌سازیان

آخرین نظرات